أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
105
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
وى بسته شده است ! شاه به او وعده داده بود هر وقت بخواهد مىتواند از آستانه خارج شود ، ولى همه اين وعدهها مكر بود و فريب . البته « سلطان عبدالحميد » امر كرد به بهترين طرزى از سيّد استقبال كنند و مبلغ : 75 ليره ، حقوق ماهانه براى او تعيين كرد و او را در محل « نيشان طاش » در منزل وسيع و مجللى نزديك « الميرز » جاى داد ! و يك دستگاه كالسكه در اختيار او گذاشته بودند و خدم و حشم زيادى در اختيار او گذاشته شده بود . امّا يك عده از اين خدمتگذاران مأموريت جاسوسى داشتند ولى به هر حال به ظاهر انواع وسايل آسايش و راحتى مادى را براى وى فراهم ساخته بودند . مرحوم سيّد خيال مىكرد با كمك سلطان خواهد توانست دايره اصلاحاتش را توسعه دهد و برنامه اصلاحيش را به سود « جامعهء اسلامى » اجرا كند و نقشه اساسى سيّد اين بود كه بين ايران و تركيه - همه ايالات تركيه - اتحاد يا پيمانى به وجود آورد ، سپس برنامه اصلاح ادارى و تعليماتى را در دولت عثمانى پياده كند ، ولى توجّه نداشت كه محيط آستانه ، در عهد عبدالحميد چنان اقتضايى را ندارد كه بذر صالحى در آنجا رشد كند و سابقه « مدحت پاشا » و عبدالحميد درس موعظه بليغى بود . « شيخ محمد عبده » بعد از درگذشت سيّد و در عهد عبدالحميد به آستانه آمده بود و دربارهء آستانه مىگويد : « محيطى مانند محيط آستانه در سراسر جهان نديدهام و تصور نمىشود در هيچ جاى دنيا چنين محيطى از لحاظ سوء تأثير آن در فكر و عقل و قلب وجود داشته باشد و اين چنان محيطى است كه تو